سعید عاکف:
صداوسیما باید موضعش را مشخص کند
در پی انتشار نامه بیش از ۱۰۰ تشکل مردمی از سراسر کشور خطاب به مقام معظم رهبری، سعید عاکف نویسنده برجسته کشور و صاحب اثر ماندگار "خاک های نرم کوشک" نیز با حمایت از حرکت انتقادی امضا کنندگان این نامه، گفت: صدا و سیما در سه دوره اخیر در یک خط حرکت کرده است. چنانکه برخی از مدیران آن تنها چیزی که مد نظرشان نیست مطالبی است که در این نامه آمده است.
وی با بیان این که نمی شود سرمان را مثل کبک در برف فرو کنیم و فکر کنیم که صدا وسیما هیچ نقشی در شکل گیری قضایای سال اخیر نداشته است افزود : آنها باید مو ضع خودشان را مشخص کنند.
سعید عاکف همچنین با ارائه پیشنهاد برگزاری همایش کشوری با حضور چهره های صاحب نظر از دو طرف پیرامون این موضوع ادامه داد: باید به آنها تفهیم شود که نویسندگان این نامه که از فعالان عرصه فرهنگ و هنر هستند، دشمنی و خصومتی با آنها ندارند و حرف ها و نقدهایشان همه از سر دلسوزی است.
حمایت دکتر کوشکی و فروز رجایی فر از نامه تشکلهای مردمی و فعالان فرهنگی
پس از آن که جمعی از فعالین فرهنگی و تشکل های مردمی به مناسبت سالروز صدور حکم انتصاب آقای مهندس ضرغامی از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، نامه ای با موضوع نقد عملکرد صدا و سیما در دوره اخیر و بازنگری منویات حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در مورد رسانه ملی به محضر حضرت آیت الله خامنه ای تقدیم کردند، تماسی از سوی روابط عمومی سازمان صدا و سیما با یکی از امضا کنندگان این بیانیه گرفته شده است.
در پی این تماس تلفنی، با چند تن از چهره های جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تماس گرفته و نظرات آن ها را در این خصوص جویا شدیم.
آقای دکتر کوشکی، استاد دانشگاه و فعال فرهنگی، ضمن حمایت از انتشار این نامه، بر رسانه ای شدن هر چه سریع تر این تماس و سایر اقدامات مسئولین صدا و سیما تاکید کرد. کوشکی گفت: برخوردهای تند با چنین حرکاتی، رفتارهای دوره ملوک الطوائفی و مربوط به دوره قاجار است. وی همچنین در رابطه با ادامه این حرکت مطالبه گرانه، به ضرورت فعال سازی تریبون نماز جمعه و توجیه ائمه جمعه اشاره کرد و پیشنهاد کرد همایش هایی در مورد نقد عملکرد صدا و سیما در مناطق مختلف کشور به صورت زنجیره وار برگزار شود.
خانم دکتر فروز رجایی فر، مسئول جمعیت دفاع از حقوق ملت فلسطین نیز از این نامه اعلام حمایت کرده و گفت: تشکل های مردمی و دانشجویی می توانند تمام مسئولان نظام را مورد انتقاد قرار دهند. وی همچنین بر ضرورت مردمی شدن این مطالبات تاکید کرده و خواستار شد تریبونی برای نقد عملکرد صدا و سیما در حوزه فرهنگی از سوی تشکل های مختلف ایجاد شود. رجایی فر گفت: اگر بخواهیم مبانی جمهوری اسلامی را حفظ کنیم، این گونه نقدهای مسئولین و مدیران باید در اولویت کاری مجموعه ها و تشکل ها قرار بگیرد. این فعال فرهنگی در ادامه گفت: این گونه حرکت ها از سوی تشکل های مذهبی و ولایت مدار برای حمایت از جمهوری اسلامی است نه تضعیف آن.
http://ruhallah.ir/special.php?id=5&page=report
بسم الله الرحمن الرحيم
نامه فعالان فرهنگی و تشکل های مردمی عرصه هاي فرهنگ و هنر و رسانه انقلاب اسلامی درباره عملکرد سازمان صدا و سیما در اولین سالگرد حکم رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي
باید این دستگاه، دستگاهی باشد که بعد از چند سال تمام قشر ملت را روشن کند، تمام را مبارز بار بیاورد، تمام را متفکر بار بیاورد. تمام اینها را مستقل بار بیاورد، آزادمنش بار بیاورد، از غربزدگی بیرون کند؛ استقلال به مردم بدهد. (امام خمینی -ره-)
از تجربههای موفق یا ناموفق دورهی پنج ساله، باید برای رساندن این رسانه به کیفیت برتر سود ببريد و با زمانبندی برنامهها و تعیین شاخصهای قابل اندازهگیری، حرکت مجموعه را تکمیل یا تصحیح نمایید. انتظار دارد نشانههای این تحول در اولین سال مسئولیت جنابعالی مشاهده شود. (بخشی از حکم رهبر انقلاب در انتصاب مجدد آقای ضرغامی به ریاست سازمان صدا و سیما)
محضر ولی امر مسلمین جهان، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی خامنهای
سلام علیکم
با گذشت یک سال از انتصاب مجدد جناب آقای عزت الله ضرغامی به ریاست سازمان صدا و سیما، فرزندان انقلابی شما در سراسر کشور به مروری کوتاه بر عملکرد این سازمان و مدیریت ایشان نشستهاند. البته نقد سازمان صدا و سیما از منظر انقلابي که فراتر از نقد یک فرد و دو فرد، و در واقع نقد نگاههای غلط و فرآیندهای غلط حاکم بر برنامهریزی و مدیریت این دستگاه حساس است، سابقهای طولانی دارد. پرچمدار این نوع نقد، خود حضرتعالی بودهاید. نیروهای دلسوز و انقلابی سالهاست از تریبونهای مختلف کوشیدهاند رسانه ملی را در مقایسه با آرمان دانشگاه عمومی و زبان گویای انقلاب اسلامی مورد نقد قرار دهند. نقدهایی که هرچند دلسوزانه، متخصصانه، مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی و اغلب متضمن راهکارهای ایجابی فراوانی بوده است، اما کمتر مورد توجه مسئولان قرار گرفته و با پاسخهای کلی و برگزاری جلسات نمایشي هم انديشي و ارائه گزارش کارهای توجیهآمیز مواجه شده است.
اتفاقات سال گذشته نیز از جهات مختلفی توقع مردم انقلابی کشور را نسبت به تحول در این سازمان افزایش داد. چرا که صداوسیما باید هوشمندانه به رفع این فتنه و بلکه تلاش براي پیشگیری از آن اقدام میکرد. فراموشی چندین سالهی گفتمان اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی، به انزوا رفتن اندیشههای امام و رهبری و عدم پیگیری جدی، عمیق و مستمر مطالبات عدالتخواهانه و تبعیض ستیزانه مردم، ترویج فرهنگ رفاه زدگی، سطحی نگري شهری و ابتذال، مشکل جدی صدا و سیما در طول دو دهه گذشته بوده و خود، یکی از بسترهای پنهان شکلگیری فتنه و دادن مجال فکری و فرهنگی به دست نا اهلان و نامحرمان است.
از جهت دیگر، در انتخابات اخیر ریاست جمهوری برای اولین بار، رأی شهرستانها، روستاها و عشایر کشور با رأی اکثریت شهر تهران مخالف بود. انکار درازمدت اکثریت غیر تهرانی در محافل نخبگانی و روشنفکری، کرسیهای آکادمیک و رسانههای ریز و درشت از جمله رسانه ملی به انکار رأی آنان دراین انتخابات نیز انجامید. اکثریتی که همیشه در حاشیهی اخبار، گزارشها، مستندها، سریالها، تحلیلها و... بودند، به کاندیدایی که به هر دلیل در تهران مورد اقبال کمتری قرار گرفت، راي دادند و از خواص مورد نظر صدا و سيما پيشي گرفتند. به نظر ما، رسانه ملی به طور جدی در حوادث سال گذشته سهیم بوده و باید پاسخگوی به حاشیهراندن اکثریت غیر پايتخت نشين و نگاه مقطعی به آنان باشد.
تجربه هاي كوتاه، مقطعي و ناقص رسانه ملی در راه دادن به گفتمان انقلابی و نیروهای انقلابی در سال گذشته، نشان داد که چه عطش فراوانی به نگاه ناب انقلابی و مردمی در سراسر کشور وجود دارد. مسئولان رسانهای که همیشه در عمل، تئوری «دیگر حرفهای انقلابی خریدار ندارد» را پیاده میکرده و میکنند، از استقبال فراوان مردمی نسبت به سادهترین و حداقلیترین برنامههای انقلابی غافلگیر شدند. در حالی که باید با شناخت قبلی این عطش و نیاز، فعالانه در این مسیر گام برمیداشتند و نه این که حرکت اصلی خود را در فضایی منفعلانه و مقلدانه در برابر رسانههای غربی و ادبیات حاکم بر امپرياليسم فرهنگي جهان، تعریف کرده و از نیروها و سوژههای انقلابی در حد سوپاپ اطمینان و دستمایهی بیلان کار استفاده کنند. جالب این جاست که هربار فرصتی برای طرح گفتمان جدی انقلاب اسلامی در صدا و سیما فراهم شده است، در اولین موشکافیها نقش خود صدا و سیما در بی توجهی به آرمانهای انقلاب اسلامی و به انزوا بردن آنها معلوم شده است. برنامههای اینچنینی به هیچ وجه تکلیف بر زمین مانده رسانه ملی را ادا نکردند و فقط نشان دادند چه حجم عظیمی از کار انقلابی باید در صدا و سیما دنبال شود.
ما به عنوان جمعی از تشکلها، نهادهای مردمی، مؤسسات فرهنگی و فعالان و هنرمندان انقلاب اسلامي، به حکم وظیفهی شرعی و تعهد خود در برابر انقلاب و رهبری، به شرح زير متذکر آسیبهای سازمان صدا و سیما شده و معتقدیم ریاست و سایر مسئولان این نهاد مهم فرهنگی به طور جدی موظفند نسبت به این آسیبها و مشکلات در مقام پاسخگویی و اصلاح برآیند:
1- امروز حضور روشنفكران معاند يا مذهبيهاي سكولار و انجمن حجتيهاي در شبكههاي تلويزيون به امري عادي تبديل شده و حضور نادر نيروهاي حزب اللهي و برنامههاي حزب اللهي در صدا و سيما معمولا ماية اعجاب مي شود. افراد خنثی یا مخالف در رسانه ضریب بیشتری از نویسندگان و هنرمندان انقلاب پیدا می کنند. به همین صورت آثار تولید شده هنر انقلاب هم معرفی نمي شود و انعکاسی در صدا و سیما پیدا نمی کند. به طور کلی تفكر حزب اللهی به ندرت خود را در برنامه های مختلف تلويزیون خصوصا در حوزه هاي اجتماعي ،فرهنگي و هنري مشاهده می کند.و به جاي آن حضور روشنفكرمابان خنثي و حتي معاند در آنتن و حتي گلوگاههاي رسانه ملي به امري عادي تبديل شده است .
2- تبلیغات تلویزیونی و ترویج روزافزون مصرفگرایی علاوه بر خطرات عامی که دارد، به طور مضاعف مخل فرهنگ اصیلی است که در دل روستاها و شهرهای کوچک همچنان جریان دارد. فرهنگ تولید و تلاش، در کنار قناعت و اقتصاد در مصرف، رمز سلامت اقتصادی و فرهنگی در سنت اصیل بومی ما است. اگر رسانه ملي براي طبقات مصرفگرای شهرهای بزرگ، علاقهای به حفظ این فرهنگ ندارد، دلیل نمیشود تبلیغات مخرب خود را در سراسر کشور و با مخاطب طبقات مولد انجام داده و در يك سير غير قابل برگشت بر شدت آن بیفزاید. بگذریم از این که هیچ توجيهی وجود ندارد که رسانه ملی با داشتن بودجههای مصوب، به بهانه گرفتن هزينه تبليغات به دامن مصرف زدگی و غرب زدگی و ایجاد بازار مصرف برای کالاهای خارجی - آن هم در شرایطی که بعضي از کشورهاي توليدكننده در سال جاری در تحريم اقتصادي كشور شريك شده اند - بغلتد.
3- صدا و سیما پیش از استقرار دولت عدالتخواه آقای احمدی نژاد، بیشتر به پیگیری مطالبات عدالتخواهانه توجه نشان میداد. هرچند در آن زمان نیز نقدهای جدی به نوع نگاه رسانه ملی به مقوله عدالت و عدالتخواهی وارد بود. اما به هر حال، وضعیت، بهتر از رکود مطلق فعلی بود. صدا و سیما باید توضیح دهد پس از دو بار رأی قاطع مردم به عدالت محوری چه تغییر و تحولی در برنامهسازیهای خود در این راستا انجام داده است و چقدر توانسته است قدر این ظرفیت را بشناسد و پتانسیلهای آن را احیاء کند.
4- تاکیدات حضرتعالی بر ادامه مناظرات درباره مسائل مختلف کشور، تنها در یک برنامه که تداوم نیافت، متجلی شد . مقولات اساسی و مهم برآمده از روح انقلاب اسلامی حتی در حد برنامه های ساده سیاسی همچون گفتگو و مناظره مطرح نشده و نمی شود. مقولاتی که مساله اصلی منازعات سیاسی امروز است؛ همچون اشرافیت نخبگان ومسوولان، ساده زیستی، عدالت، فساد اقتصادی و سیاسی، رانت خواری و پارتی بازی، ریاکاری و اسلام قشری و غیره.
5- در رسانه ملي، دردهای مردم کشور همیشه در حاشیه دردها و مشکلات مردم پایتخت مطرح شده است. برای مثال معضل ترافیک یا آلودگی هوا که مشکل تهران و چند شهر بزرگ کشور است، انبوهی از برنامههای آموزشی، کارشناسی، طنز و داستانی را اشغال کرده است. اما مقوله دردناکی مانند زمینخواری با این که مقولهای مبتلابه در کل کشور است، ارزش مطرح کردن ندارد. واقعیت تلخ این است که فقط برخي اصناف و اقشار و احزاب و طیفها ي خاص ابزار فشاری برای تحت تأثیر قراردادن این سازمان از بیرون در دست دارندو رسانه ملی تحت تاثير همين اقليت زياده خواه به فکر شکستن خط قرمزها به نفع مستضعفين نميافتد. صدا و سیمای مدعی شکستن خط قرمزها، بايد پاسخ بدهد كه چرا خط قرمزهای مبارزه با مفاسد اقتصادی را نمیشکند.
6- استفاده مناسبتی و مقطعی از تنوع قومی و تکثر فرهنگی در مناطق مختلف کشور، از دیگر نقاط تاریک عملکرد صدا و سیماست. لباسهای محلی و گویشهای مختلف در مناسبتهايي از قبیل انتخابات، ظهوری سمبليك، تزئینی و موقتی پیدا کرده و دوباره تا مقطع بعدی از صفحه تلویزیون محو میشوند و جای خود را به دغدغههای بالاشهرنشينان تهران میدهند. در شرایطی که صدا و سیمای ما باید سراسر جهان اسلام و بلکه تمام جهان را همچون محیط بومی خود بازشناخته و براساس نگاه انقلابی منعکس کند، متأسفانه شاهد چنین نقص غیرقابل اغماضی حتی دربارهی خود کشور هستیم.
7- در پوشش و انعکاس مسائل خارجی و جهان اسلام برنامه هاي تولیدی صدا و سیما در حد ناچیز و نوع اخبار و گزارشهایش مبتنی بر اخبار تلکسهای خارجی است و این وضع باعث شده مخاطب عادی با وجود شنیدن مکرر اینگونه اخبار، اطلاع چنداني از واقعیت مردم عراق، افغانستان یا پاکستان نداشته باشد. این بی خبری حتی در میان خواص و نخبگان سیاسی هم وجود دارد. همچنين در تولید خبر و انعکاس مشکلات روزانه زندگی مردم ضعف و کوتاهی مشهودی وجود دارد. تولید و انعکاس اینگونه خبر و گزارش که بسیار برای اصلاح امور حیاتی است، تصادفی است و در بسياري اوقات به مواجهه خبرنگاران صدا و سیما بامسائل خاصی همچون تاخیر فلان هواپیما یا خطای لپی فلان وزیر محدود است.
8- فقر مسئله و فقر مضموني كه امروز صدا و سيما را به جايي كشانده كه مهمترين و جذاب ترين برنامه هايش ماجراهاي حاشيهاي و مبتذل تيمهاي فوتبال باشد، ريشه در بي دردي و بي دغدغگي مديران سازمان و غفلت عظيم آنها از ظرفيتهاي رسانهاي انقلاب اسلامي دارد. ما معتقديم رسانه ملي، با اين نوع مديريت نمي تواند ادعاي پرچمداري در جنگ نرم و مبارزه با تهاجم فرهنگي دشمنان داخلي و خارجي انقلاب اسلامي را داشته باشد.
9- انفعال عملی از انفعال فکری و معرفتی متولیان فرهنگی آغاز میشود. بی اعتقادی به جنگ حق و باطل، جنگ اسلام ناب و اسلام آمریکایی و جنگ فقر و غنا و تقلیل دادن دینداری و انقلابیگری به مقولاتی صرفاً فردی یا مناسبتی، صدا و سیما را خود به خود تبدیل به رسانهای با گرايش سرمایهداري غربزده و تریبون محافظه کاران منفعل كرده است. تقليد از شبکههای بیگانه، فانتزیتر شدن ادبیات رسانهای و حجم عظیم سریالها و تبلیغات سرگرم کننده به نفع مصرفگرایی و تفاخر و تکاثر نتيجه چنین فضایی است. چاره تمام این مشکلات، بازگشت به نگاه عمیق نبرد فرازماني و فرامكاني حق و باطل و جدی گرفتن آرایش جنگی براي رسانه ملی در فضای حساس و سرنوشت ساز ملی و بینالمللی امروز است.
در پایان ما به عنوان فرزندان رهبر انقلاب اسلامی اعلام میداریم ضمن ارج گذاري به خدمات و تلاشهاي نيروهاي مخلص داخل سازمان صداوسيما، همچنان مطالبات و منویات معظمله از نهادها و متولیان فرهنگی از جمله صدا و سیما را پیگیری کرده و تا هنگامی که مسئولان این سازمان در گزارش سالانه خود به فهرست بلند بالای کارهای نکردهی خود اعتراف نکرده و براساس آرمانهاي انقلابی و واقعیت پویا و زندهی مردمی انقلاب اسلامی دست به تحولات اساسی در سازمان صدا و سیما نزدهاند، پای از میدان نقادی و پرسشگری بیرون نخواهیم کشید و با بيلان كارهاي تشريفاتي قانع نخواهیم شد.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته
فعالان فرهنگي و تشكلهاي مردمي عرصه هاي فرهنگ و هنر و رسانه انقلاب اسلامی ايران
تا این لحظه صدها امضا از فعالان فرهنگی و تشکل های مردمی از سراسر کشور ذیل این بیانیه جمع شده است. فعالان و تشکلها و نهادهای فرهنگی علاقمند به امضای این بیانیه، هرچه زودتر نام و شماره تماس خود را (جهت هماهنگی نهایی) به آدرس bayanieh@gmail.com ارسال کنند.